2 آذر 1393 ساعت 11:52 http://www.ayandehroshan.com/vdcicyav2t1au.bct.html -------------------------------------------------- عنوان : آموزه‌های تربیتی اهل‌بیت (ع)در زمینه اخلاق مهدوی علی‌نقی فقیهی -------------------------------------------------- متن : چکیدهآموزه‌های تربیتی در حوزه اخلاق مهدوی، بخشی مهم از آموزه‌های اهل‌بیت(ع) در راستای اهداف رسالت و امامت به شمار می‌آید. هدف این نوشتار، دستیابی به آموزه‌های تربیتی اهل‌بیت در قلمرو ویژگی‌های اخلاقی امام عصر(ع) و یاران صدیق آن حضرت است. همچنین روش این تحقیق، توصیفی _ اسنادی است و به منظور گردآوری داده‌های لازم برای نیل به اهداف پژوهش، منابع حدیثی موجود و مرتبط با موضوع پژوهش، با استفاده از فرم‌های فیش‌برداری از منابع، جمع‌آوری شده و با شیوه‌های کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. از یافته‌های این پژوهش، تبیین ویژگی‌های اخلاقی شخص امام در سه حیطۀ جامعیت مکارم اخلاق، اخلاق فردی و اجتماعی است و در تشریح عمده ویژگی‌های اخلاقی یاران امام به الگوگیری از آن حضرت در محاسن و مکارم اخلاق، توجه به خدا، روحیات فردی، اخلاق یاران در زمان غیبت و در ارتباط با همدیگر پرداخته شده است.مفهوم تربیتتربیت، مصدر باب تفعیل و دارای سه ریشه: ۱. ربأ، یربؤ (= فعل مهموز)؛ ۲. ربی، یربی (= فعل ناقص)؛ ۳. رب، یرب (= فعل مضاعف) است. تربیت از ربا، یربو به مفهوم رشد کردن و برآمدن و قد کشیدن و زیاد شدن است (ابن‌منظور، 1414: ج‏۱۴، ۳۰۵)؛ از ربی، یربی معنای افزودن، پروراندن، برکشیدن، برآوردن، رویانیدن و تغذیه کودک دارد و تربیت از ریشه رب، یرب به معانی پروردن، سرپرستی و رهبری کردن، رساندن به فرجام، نیکو کردن، به تعالی و کمال رساندن، ارزنده ساختن، از افراط و تفریط درآوردن، به اعتدال بردن، استوار و متین کردن آمده است (شرتونی، 1361: ج1، 386).راغب اصفهانی مفهوم تربیت را در قرآن دگرگون کردن گام به گام و پیوسته هر چیز تا آن‌گاه که به انجامی که آن را سزد برسد دانسته است (راغب اصفهانی، 1412: 184) و بیضاوی تربیت را به کمال رساندن و ارزنده ساختن اندک‌اندک هر چیز بیان داشته است (بیضاوی، 1418: ج1، 10). مصطفوی نیز برای تبیین ریشه تربیت به مفهومی که مد نظر اندیشمندان علوم تربیتی است، آن را از ریشه مضاعف دانسته و تربیت کودک را به سوی کمال سوق دادن او معنا کرده است (مصطفوی، 1368: ج4، 35). همچنین علامه طبرسی پس از آن‌که برای واژه رب معانی گوناگونی چون مالک، صاحب، سید، مطاع، مصلح و تربیت کننده را برمی‌شمرد، تربیت را سوق دادن چیزی به سمت کمال دانسته است (طبرسی، 1372: ج1، 22).فیلسوفان تربیتی مسلمان نیز با توجه به کاربردهای لغوی تربیت و گفته‌های صاحب‌نظران در زمینه مفردات قرآن و کلمات مفسران به تعریف اصطلاحی تربیت پرداخته‌اند. برای مثال، ابن‌سینا (373 یا 363-428ق) تربیت را _ که به آن تعلیم و تربیت نیز گفته می‌شود _ برنامه‌ریزى و فعالیت محاسبه شده برای رشد کودک، سلامت خانواده و تدبیر شئون اجتماعى، براى وصول انسان به کمال دنیوی و سعادت جاویدان الهى تعریف کرده است (دفتر همکاری ... ،1372: ج1، 384). همچنین تعلیم و تربیت به عنوان واحد مفهومی فراهم ساختن زمینه‌های رشد و شکوفایی تربیت‌پذیر و رساندن او به مرحله‌ای که استعداد‌ها و قابلیت‌هایش را بروز دهد، تعریف کرده است. و علاوه بر پرورش استعداد، بر رفع موانع و ایجاد مقتضیات براى آن‌که استعدادهاى انسان در جهت کمال مطلق شکوفا شود تأکید کرده است (دلشاد تهرانى، 1377: 24). و در برخی تعاریف دیگر رشد و تکامل اختیاری متربی به سوی هدف‌های مطلوب و این‌که تربیت بر اساس برنامه‌ای سنجیده شده، باید انجام گردد، توجه شده است (دفتر همکارى ... ،1372: ج1، 341-366). به نظر می‌رسد بیان شهید مرتضى مطهرى بهترین و جامع‌ترین بیان در این زمینه است. وی علاوه بر این‌که تعلیم و تربیت، را پرورش دادن و به فعلیت درآوردن استعدادهای درونى که بالقوه در یک شىء موجود است؛ تبیین می‌کند و آن را شامل همه جانداران، اعم از گیاه،حیوان و انسان دانسته و معتقد است تربیت، باید تابع و پیرو فطرت، طبیعت و سرشت شىء باشد. اگر بنا باشد یک شىء شکوفا شود باید کوشید تا همان استعدادهایى که در آن هست بروز کند. بنابراین، تربیت در انسان به معنای پرورش دادن استعدادهاى اوست. این استعدادها در انسان شامل: استعداد عقلى (علمى و حقیقت‌جویى)، استعداد اخلاقى (وجدان اخلاقى)، بعد دینى (حس تقدیس و پرستش)، بعد هنرى و ذوقى یا بعد زیبایى و استعداد خلاقیت، ابتکار و ابداع است (مطهری، 1390: 20-22 و 57-69).اخلاق : خُلق ریشه اخلاق به مفهوم سرشت، سجیّه و طبیعت است (ابن‌منظور، 1414، ج4، 194) و به تعبیر ابن‌مسکویه‏، خُلق همان حالت نفسانی است که انسان را به انجام کارهایی دعوت می‏کند، بی‌آن‌که نیاز به تفکر و اندیشه داشته باشد (ابن‌مسکویه، 1371: 51). همین ملکات و صفات درونی انسان اخلاق نامیده می‌شود و به رفتاری که از این خلقیات ناشی می‌شود نیز اخلاق یا رفتار اخلاقی می‌گویند (دیلمی و آذربایجانی، 1390: 15). همچنین گفته شده است اخلاق، اعم از ملکات نفسانی است که فلاسفه اخلاق تاکنون بر آن تأکید داشته‌اند. اخلاق شامل همه کارهای اختیاری انسان می‌شود که ارزشی است؛ یعنی متصف به خوب و بد بوده و می‌تواند برای نفس کمالی را فراهم آورد یا موجب رذیلت و نقصی در نفس شود (مصباح یزدی، 1387: ج1: 25). همچنین مطلق صفات نفسانی در قلمرو اخلاق قرار می‌گیرد، خواه به صورت پایدار ملکه یا به صورت ناپایدار حال باشد (همو: 240). بنابراین موضوع اخلاق اعم از ملکات نفسانی است که تاکنون فلاسفه اخلاق بر آن تأکید داشته‌اند، بلکه اخلاق همه کارهای ارزشی ایشان که متصف به خوب و بد می‌شوند و می‌توانند موجب پیدایش کمال یا نقصی در نفس شوند. این‌ها همگی در قلمرو اخلاق قرار می‌گیرند. در نتیجه، اخلاق شامل همه ملکات، حالات نفسانی و افعالی است که رنگ ارزشی دارند.به نظر می‌رسد در جمع‌بندی می‌توان گفت اخلاق، صفات نفسانی و افعال ارزشی است که برای نفس آدمی موجب کمال شود. بنابراین اخلاق همه فضایل و اصول و فروع آن‌ها _ اعم از ملکات نفسانی، حالات روحی، آداب فردی، اجتماعی و همه افعال اختیاری جوارحی و جوانحی _ است که دارای بار ارزشی هستند و انسان را در نیل به کمال نهایی _ یعنی قرب الهی و عبودیت و بندگی _ کمک می‌کنند و آن‌چه از صفات، حالات و افعال اختیاری که ضد آن‌هاست و مانع نیل آدمی به کمال است ضد اخلاق یا رذایل خواهد بود. در این‌جا لازم است به دو نکته توجه شود: یکی این‌که صفت و رفتار اخلاقی از طبیعت سرشتی فرد بروز می‌کند. اطلاق این کلمه در عربی به ارزش‌هایی است که فرد در سرشت انسانی خود میل به آن‌ها را دارد و حتی این‌که فرد به صورت طبیعی از زشتی‌ها و بدی‌ها نفرت دارد، به عنوان یک ارزش است که از سرشت و فطرت انسانی نشأت می‌گیرد. قرآن کریم این سرشت و فطرت انسان را با کلمه الهام تبیین کرده است که منظور، الهام تکوینی و خلقتی است (شمس: 8) . دیگر این‌که ارزشی بودن اخلاق به صورت فطری برای انسان روشن است و از این‌رو افعال خوب به آسانی و بدون نیاز به فکر و اندیشه از او صادر می‏شود (نراقی، بی‌تا: ج1، 26-27؛ جوادی آملی، 1374: 77).ویژگی‌های اخلاقی شخص امام مهدیهدف اصلی اهل‌بیت از آموزه‌های تربیتی در حوزه صفات و رفتارهای اخلاقیِ امام مهدی، این است که نمونه بارز اخلاق انسان کامل و اسوه حسنه محاسن و مکارم اخلاق، و الگوی عینی از تحقق هدف آفرینش معرفی شود و تلاش بشر برای سیر صعودی و دستیابی به حیات طیبه، در مسیر سالم و راه درست سیر و سلوک دینی، جهت یابد، یاران امام مهدی به روشنی بتوانند ویژگی‌های آن حضرت را بشناسند و برای پیروی از او تمام تلاش خود را به کار گیرند و مظهر شمع وجودش شوند و نیز زندگی آنان، نمونه‌هایی از زندگی سالم انسانی باشد.اهل‌بیت درباره صفات و رفتارهای اخلاقی امام مهدی سه دسته آموزه دارند:دسته اول بر این حقیقت تأکید دارد که اخلاق مهدوی همان اخلاق محمّدی است . آن حضرت همانند جدش رسول خدا جامع صفات و رفتارهای ارزشی و مظهر کامل اخلاق خداوندی است که در آموزه‌های تربیتی تخلّق به آن بسیار مورد تأکید است . در آموزه‌های رسول خدا و توصیه ایشان به تخلّق به اخلاق الهی به تصریح عامه و خاصه در تفسیر آیۀ 55 سورۀ مائده آمده است که تمام ائمه هدی و از جمله امام مهدی مظهریت تام اخلاق الهی را دارند . گفتنی است در معرفی کلی شخصیت اخلاقی امام تأکید بر این است که نه‌تنها ایشان داری محاسن اخلاق‌اند، بلکه مکارم اخلاق را به صورت تام دارند. در توضیح محاسن و مکارم اخلاق باید توجه داشت که در روایات، معمولاً محاسن اخلاق به صفات و رفتارهای اخلاقی اطلاق می‌شود که روابط اجتماعی و معاشرت با دیگران را باارزش می‌سازد و سبب سازمان‌دهی بهتر روابط اجتماعی و بهبود زیست افراد با یکدیگر، گروه‌ها و جوامع انسانی می‌شود. در برخی آموزه‌های اهل‌بیت محاسن اخلاق، در مقابل تساوی اخلاق و حسن خلق در برابر سوء خلق مطرح شده است. پیامبراکرم می‌فرماید:مِنْ سَعَادَةِ الرَّجُلِ حُسْنُ الْخُلُقِ‏ وَ مِنْ شَقَاوَتِهِ سُوءُ الْخُلُقِ‏. (نوری، 1408: ج۲، ۸۳)هنگامی که از امام صادق پرسیدند: ما حدُّ حسن الخلق؛ محدوده حسن خلق چیست؟ فرمود:تُلِينُ جَانِبَكَ وَ تُطِيبُ كَلَامَكَ وَ تَلْقَى أَخَاكَ بِبِشْرٍ حَسَنٍ؛ (صدوق، 1403: 253)با مردم به نرمی برخورد کن و پاک و مؤدب سخن بگوی و در رویارویی با برادرانت گشاده‌روی باش.امیرالمؤمنین نیز حسن خلق را رابطه بین خداوند و بندگانش قرار داده است؛ آن جا که می‌فرماید:ان الله عزوجل جعل محاسن الاخلاق وصلة بینه و بین عباده. (نوری، 1408: ج۱۱، ۱۹۳)رسول اکرم فرموده است:قال رسول الله: أحبّکم إلی الله أحسنکم أخلاقاً الموطئون اکنافاً الذین یألفون و یؤلفون؛ (همو: 150)از همه شما محبوب‌تر نزد خداوند کسی است که اخلاقش از همه بهتر باشد؛ همان کسانی که متواضع‌اند، با دیگران می‌جوشند و مردم نیز با آن‌ها می‌جوشند.حضرت علی نیز در اوصاف انسان کامل (مؤمن) چنین می‌فرماید:عُنْوَانُ صَحِيفَةِ الْمُؤْمِنِ حُسْنُ خُلُقِهِ؛ (مجلسی، 1403: ج71، 392)سرلوحه ویژگی‌های مؤمن (انسان کامل) حسن خلق اوست.در آموزه‌های تربیتی اهل‌بیت محاسن اخلاق، از چنان اهمیتی برخوردار است که رعایت آن، نشانه دین‌داری فرد است. پیامبراکرم فرموده است:حُسْنُ الْخُلُقِ نِصْفُ الدِّينِ. (همو: ج68، 393)داشتن اخلاق نیکو [در روابط اجتماعی] نیمی از دین است [و سبب گوارا شدن زندگی می‌گردد].امام موسی کاظم می‌فرماید:لا عیش أغنی من حسن الخلق؛ (نوری، 1408: ج11، 12)هیچ زندگانی‌ای غنی‌تر از حسن خلق نیست.محاسن اخلاقی عزت‌آفرین است، همان‌طور که متساوی اخلاق ذلت‌آفرین است. حضرت علی فرمود:رُبَّ عَزِيزٍ أَذَلَّهُ خُلُقُهُ وَ ذَلِيلٍ أَعَزَّهُ خُلُقُهُ. (مجلسی، 1403: ج78، 53)بسا ارجمندى كه اخلاق ناپسند او اسباب خواری‌اش را ايجاد كرد و بسا بى اعتبارى كه اخلاق حميده‏اش او را عالی‌مقام ساخت‏.اما مکارم اخلاق به برترین صفات و رفتارهای محاسن اخلاقی اطلاق می‌شود که اختصاصی انبیا و اولیای الهی است:إِنَّ اللَّهَ خَصَّ الْأَنْبِيَاءَ بِمَكَارِمِ الْأَخْلَاقِ. (قمی، 1414: ج1، 410)هدف رسول اکرم از رسالتش هم مکارم و هم محاسن اخلاق است. آن حضرت می‌فرماید:بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ وَ مَحاسِنُهَا؛ (نوری، 1408: ج2، 282)به منظور رسیدن به درجات بالای اخلاق و مکارم اخلاق، به پیامبری مبعوث شدم.چگونگی رسیدن به این مقام رفیع و بلند را می‌توان در کلام امیرالمؤمنین جست‌وجو کرد؛ آن‌جا که می‌فرماید:ذَلِّلُوا أَخْلَاقَكُمْ بِالْمَحَاسِنِ وَ قَوِّدُوهَا إِلَى الْمَكَارِم‏؛ (همو: ج11، 188)اخلاق خود را در آغاز با صفات حمیده و محاسن اخلاق رام کنید و سپس آن را به سوی مکارم اخلاق و سجایای عالی و ملکات نفسانی انسانی سوق دهید.بنابراین، گام اول در اخلاق رعایت محاسن اخلاقی است. برای دست‌یابی به گام دوم _یعنی مکارم اخلاق _ باید گام اول را با موفقیت سپری کرد. محاسن اخلاق سبب بهزیستی و تحکیم روابط اجتماعی است. محاسن اخلاق مردم را به ادب و احترام متقابل وامی‌دارد و در جامعه مهر و محبت ایجاد می‌کند. دست‌یابی به محاسن اخلاق کم و بیش برای همه افراد میسّر است و همه می‌توانند با تمرین و مراقبت‌های لازم، دیر یا زود خویشتن را به اخلاق خوب اجتماعی متخلّق سازند، با مردم به گرمی برخورد کنند، وظایف خویش را به شایستگی انجام دهند و از نتایج مفید و ثمربخش آن بهره‌مند گردند.مکارم اخلاق، آن دسته از صفاتی است که در مرتبه بالاتری قرار دارد و به انسان تعالی معنوی عطا می‌کند و تمایلات عالی انسان را از قوه به فعلیت درمی‌آورد. تنها کسانی می‌توانند به کرایم اخلاق متخلّق شوند که از محاسن اخلاقی عبور کنند، بر هوای نفس خود فائق آیند، به خواهش‌های غیرانسانی خویش پشت پا زده و خویشتن را از اسارت آزاد کنند. از نشانه‌های اخلاق کریمه این است که نفس صاحب کرامت ویژه می‌شود و امیال خویش، او را به رفتارهای ارزشی نمی‌کشاند، بلکه خواست خدا و ارزشی بودن فعل برایش مطرح است:مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَيْهِ شَهَوَاتُه‏. (شریف رضی، 1414: حکمت 441)از امام صادق سؤال شد: مکارم اخلاق چیست؟ فرمود:الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَكَ وَ صِلَةُ مَنْ قَطَعَكَ وَ إِعْطَاءُ مَنْ حَرَمَكَ وَ قَوْلُ الْحَقِّ وَ لَوْ عَلَى نَفْسِكَ. (صدوق، 1403: 191)با این توضیح معلوم می‌شود معرفی حضرت امام مهدی در روایات، به دارا بودن محاسن و مکارم اخلاق بدین معناست که مردم بدانند آن حضرت همۀ مراتب اخلاقی را دارد و افراد برای تزیّن به اخلاق، به مراتب اخلاقی در سطوح مختلف واقف باشند.دسته دوم، آموزه‌هایی است که در آن‌ها برخی از ویژگی‌های اخلاقی فردی امام مطرح می‌شود؛ مانند این‌که امام مهدی دارای عزت نفسی بالاست و هرگز احساس نیاز به دیگری ندارد؛ از آرامش و سکینه روانی کامل برخوردار است و متانت و وقار، صبوری و مقاومت در برابر سختی‌ها، خشوع قلبی نسبت به پروردگار و کمال فروتنی در برابر خداوند از دیگر صفات اخلاقی آن حضرت است. زندگی او زاهدانه و ساده است؛ در حفاظت خویش از هرگونه آلودگی و زشتی، باتقواترین مردم است. بهترین بندگی‌ها و عبادت‌ها را شبانه با رکوع و سجود طولانی انجام می‌دهد و در خوبی و بزرگواری و سخت‌کوشی گوی سبقت را از همگان ربوده است. دسته سوم، آموزه‌هایی است که در آن‌ها بر ویژگی‌های اخلاق اجتماعی امام و نقش آن حضرت در جامعه انسانی تأکید می‌شود. بیشتر آموزه‌های تربیتی در حوزه اخلاق شخص حضرت مهدی امور اخلاقیِ مرتبط با مردم و افراد جامعه است.امام مهدى‏ نسبت به مردم، حتى از والدینشان نیز به آنان مهربان‏تر است. این مهر و محبت اوست که خطاب به شیعیان مى‏ فرماید:اگر علاقه ما به شما و آن‌چه به مصلحت شماست و محبت و مهرورزى ما نسبت به شما نبود، اشتغال‌ها نمی‌گذاشتند که ما با شما، به سخن گفتن بپردازیم. امام از یارى رساندن به مردم کوتاهى نمی‌روزد و در سختی‌ها و گرفتاری‌ها آنان را فراموش نمى‌کند. از این‌روست که ناگواری‌ها نمی‌تواند بر شیعیان فشار زیادی آورد و دشمنان، با آن‌که در صدد نابودی‌شان هستند، نمی‌توانند آنان را از بین ببرند. امام مهدی با شیعیان همدردی می‌کند و غصه و ناراحتی آنان را غم و اندوه خود می‌داند. همچنین برای رفع گرفتاری‌های آنان دعا مى‏ کند و عزتشان را در سایه عزّت و حکومت مهدوی از خدا می‌خواهد. او برای رفع کینه‏ ها از سینه‏ های مؤمنان، اصلاح پراکندگی بین امت اسلامی، تألیف قلوب مردم و ایجاد وحدت واقعی اقدام می‌کند. مردم به وسیلۀ او از فتنه‌ها نجات می‌یابند، همان‌طور که توسط پیامبر از شرک نجات یافتند. به وسیله او خداوند پس از دشمنی‌ها، فتنه‌ها و آزمایش‌های سخت دل‌هایشان را با هم الفت می‌بخشد، چنان‌که پس از دشمنی شرک، آنان را برادر دینی قرار داد و دل‌هایشان را به هم الفت بخشید. عدالت‌خواهی و کوشش برای برقراری عدالت، از مهم‌ترین ویژگی اخلاق اجتماعی امام زمان است که به استقرار عدالت جهانی می‌انجامد. آن حضرت با بندگان خدا _ چه نیکوکار و چه بدکار _ با عدالت رفتار می‌کند. او با ستمگران مبارزه می‌کند و از آنان انتقام می‌گیرد؛ حکمرانان ستمگر را از میان برمی‌دارد و زمین را از هر ستمگری پاکیزه می‌کند. او حقوق به یغما برده شده را به صاحبان حق بازمی‌گرداند و حتی با اصحاب خویش _ که به تمامی شهرها اعزام می‌کند _ به عدالت و احسان فرمان می‌دهد. حق‌طلبی و تلاش برای احیای دین حق و تجدید حیات قرآن و سنّت از دیگر ویژگی‌های اخلاقی امام مهدی است. از این‌رو حضرتش در روزگار ظهور، بزرگ‌ترین امرکننده به معروف و نهی کننده از منکر است. او با بدعت‌ها در دین مبارزه می‌کند و همه بدعت‌ها را از بین می‌برد و به اصلاح نقایص و برقراری راستی و درستی می‌پردازد. امام همچون یوسف سخاوتمند است. او به وفور، مال می‌بخشد و دیون شیعیان را می‌پردازد. امام رضا دربارۀ سخاوت ایشان می‌فرماید:يَكونُ ... أسخي النّاسِ؛ (صدوق، 1378: ج1، 213)[او] با سخاوت‌ترین مردم است.زیرا امام مهدی عطا و بخششى مى‏کند که هیچ‌کس _ حتى امامان پیش از او _ چنین عطایى نکرده است. گفتنی است این بذل و بخشش از اموال بیت‌المال نیست. آن حضرت اموال بیت‌المال را برابر تقسیم مى‌کند و آن‌گونه بین مردم به مساوات رفتار می‌نماید که نیازمند به زکات دیده نشود. در بینش امام مهدی اموراخلاقی بسیار مهم است؛ به گونه‌ای که با کسانی که می‌خواهند در انقلاب شرکت فعال داشته باشند و کارگزاران حکومت شوند، بر اساس منشور اخلاقی اسلام پیمان می‌بندد. این پیمان‌نامه، نشان‌گر رویکرد اخلاقی آن حضرت و مشخص کردن خط مشی و برنامه‌های آتی دولت مهدوی و الزام به رعایت آن است. این پیمان و بیعت، بر سر اصولی است که راه و رسم و شیوه امام را در حکومت تبیین می‌کند؛ مانند احترام به ارزش و حقوق انسان، دوری از ظلم، احتکار، فساد، دعوت به ساده‌زیستی، عدالت‌گستری و دادگری. ابن‌طاووس این پیمان‌نامه را در دو محور، چنین تبیین می‌کند: 1. پای‌بندی به فضایل اخلاقی: فضایل و مکارم اخلاقی مورد تأکید امام مهدی عبارت است از: طهارت و پاکی، امر به معروف و نهی از منکر، زهد و پارسایی، تواضع و فروتنی، جهاد و قناعت.2. دوری از رذایل و کژی‌های اخلاقی: مفاسد و ناهنجاری‌های مورد نهی حضرت عبارت‌اند از: دزدی، زنا، هتّاکی، قتل، آبروریزی، تجاوز، احتکار، گواهی دروغ، شرب خمر، دنیادوستی و چپاول‌گری.از این انگاره به دست می‌آید که دولت دینی _ چه در حال و چه در آینده _ باید یکایک این مفاسد و ناراستی‌های اخلاقی را مورد توجّه قرار دهد و در ریشه‌کنی آن‌ها و ترویج فضایل اخلاقی کوشا باشد. همچنین همه منتظران، خود باید به تعهدات اخلاقی پای‌بند باشند و همه کارهایشان بر اساس تقوا، پاکی و اخلاق نیک انجام شود تا زمینه برقراری دولت اخلاقی امام مهدی فراهم گردد.نتیجهاز مهم‌ترین هدف‌های رسالت انبیا و امامت ائمه تعلیم، تربیت و تزکیه اخلاقی مردم است. منظور از آموزه‌های تربیتی مجموعه برنامه‌های آموزشی و پرورشی خرد و کلان در متون حدیثی است که به صورت گفتارها، ارشادها، اوامر و نواهی، سیره عملی رسول اکرم و ائمه، برای به فعلیت درآوردن استعدادهای سرشتی آدمیان و هموار ساختن مسیر رشد و تعالی و سعادت دنیا و آخرت آنان، به دست ما رسیده است.هدف اصلی اهل‌بیت از آموزه‌های تربیتی در حوزه صفات و رفتارهای اخلاقی شخص امام مهدی این است که نمونه بارز اخلاق انسان کامل، اسوه حسنه، محاسن و مکارم اخلاق و الگوی عینی از تحقق هدف آفرینش معرفی شود و تلاش بشر برای سیر صعودی و دستیابی به حیات طیبه، در مسیر سالم و راه درست سیر و سلوک دینی جهت یابد و یاران مهدی به روشنی بتوانند ویژگی‌های آن حضرت را بشناسند و برای پیروی از او تمام تلاش و کوشش خود را به‌کار گیرند تا زندگی‌شان نمونه‌هایی از زندگی سالم انسانی باشد.در بررسی آموزه‌های تربیتی اهل‌بیت ویژگی‌های اخلاقی شخص امام در سه حیطه جامعیت مکارم اخلاق، اخلاق فردی (مانند عزت نفس، آرامش، متانت، خشوع در عبادت، زهد و تقوا) و اجتماعی (مانند مهرورزی، همدردی، برقراری عدالت اجتماعی، رفع گرفتاری و رشد اقتصادی) بررسی گردید و در تشریح عمده ویژگی‌های اخلاقی یاران امام، توجه به الگوبودن امام و جامعیت آن حضرت در محاسن و مکارم اخلاق، عبادت و راز و نیاز با خدا، روحیات فردی، برجستگی‌های اخلاقی در زمان غیبت و رفتارهای اخلاقی در ارتباط با همدیگر و با دشمنان پرداخته شد.