کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

جمعه‌هایی خیلی دور

ایمان نعمت‌اللهی

26 ارديبهشت 1388 ساعت 13:17


آقاجون، سهم ما این‌جا، جمعه‌هایی خیلی دوره
تو کنار ما نشستی، چه کنیم؛ چشم ما کوره
عمری‌یه نامه نوشتیم، هی جواب رد گرفتیم
گفتن این‌جا جای ما نیست، اما خُب از رو نرفتیم
آره، جرم‌مون زیاده، دلامون خیلی سیاهه
خیلی وقته آرزومون، حسرت یه نیم نگاهه
هر کجا اسم‌تو گفتیم، دلامونو خوب شکستن
پیش رومون هر چی در بود، همه‌ی درارو بستن
آخه روی شونه‌هامون، کوله‌باری از گناهه
پیش روی ماه‌تون، ما چهره‌هامونم سیاهه
آقاجون، دارم براتون، باز یه نامه می‌نویسم
باز یه نذر تازه دارم، واسه گونه‌های خیسم
عطر نام‌تون پیچیده تو هوای سرد خونم
اسم‌تونو تا می‌یارم، می‌شینه اشک روی گونم
این‌دفعه مثل همیشه، نامَ‌مو به چاه نمی‌دم
توی حوض آبی رنگم، جایی واسه ماه نمی‌دم
تو فقط می‌دونی دنیا، چی به روز ما آورده
جرم دل فقط همینه، گول سیب سُرخو خورده
دست‌مون آبی ندادَن، مارو زود قربونی کردن
ما رو پابند زمین و عشق آسمونی کردن


کد مطلب: 119

آدرس مطلب :
https://www.ayandehroshan.ir/poem/119/جمعه-هایی-خیلی-دور

آینده روشن
  https://www.ayandehroshan.ir