صفحه نخست دربارۀ ما تماس با ما پیوندها RSS کل مطالب
يکشنبه 1 مهر 1397     Sunday 23 September 2018
شنبه 26 ارديبهشت 1388
مشق انتظار
سید حسین متولیان

یک دو سه نسله هیچ کسی
خبر نداره از چشات
از تو نگاه عابرا
پاک شده لحن خنده‌هات

تو، خط پایان شبی!
تو، نقطه‌ی شروع روز!
تو، حاضری! تو، غایبی!
تویی همیشه و هنوز!

این روزا فصل آخره
غیبت کبرای منه
آخ! اگه تو یه روز بیای!
آخ! اگه بارون بزنه!

اون روزا آسمون دیگه
تو حسرت ستاره نیست
اومدن تو روشنه!
این حرفا استعاره نیست

روزی که مشق انتظار
به خط آخر برسه
مسافر شهر طلوع
شبونه از در برسه

کوچه‌ها رو آب بپاشین
با چشمایی که باز تره
راهی نمونده نازنین!
این قدمای آخره

کد مطلب : 137
اظهار نظر درباره اين مطلب
آدرس ايميل  
نظر شما  
 نمايش آدرس ايميل
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ