صفحه نخست دربارۀ ما تماس با ما پیوندها RSS کل مطالب
يکشنبه 1 مهر 1397     Sunday 23 September 2018
شنبه 26 ارديبهشت 1388
جمعه‌هایی که تو نیستی (ترانه‌ی برگزیده)
محسن بوالحسنی

جمعه‌هایی که تو نیستی، تو دلم، انگاری آشوبِ روز محشره
یه جوری هوای غربت می‌گیرم، انگاری غروبِ روز محشره
همه چی رنگ بد خاکستری، همه چی رنگ شکستن می‌گیره
امیدای زنده‌ی تو دل من، با غروب، دوباره از نو می‌میره
کاش تو این آسمون بی‌انتها، دل من یه گوشه جا داده بشه
پشت این ستاره‌های کاغذی، راس راسی ستاره‌ای زاده بشه
صورتش مثل تو باشه، مث تو: ساده و روشن و پاک و آفتابی
بدرخشه تو جهان روسیاه، بدرخشه تو شبای بی‌خوابی
یه ترانه بخونه تو گوش من، من براش غصه‌هامو گریه کنم
تلخی روزای بی‌عبورشو، تلخی جمعه‌ها رو گریه کنم
بگه این ابر سیاه گریه‌دار چرا از تو آسمون رد نمی‌شه
می‌گذره تلخی این تنگ غروب یا می‌مونه پشت شیشه همیشه
...
اما باز چشمای من تو فکر اون روزای با تو وُ از تو روشنه
توی سینه، قلب بی‌قرار من، مث یه زندونیه، مثل منه!

کد مطلب : 120
اظهار نظر درباره اين مطلب
آدرس ايميل  
نظر شما  
 نمايش آدرس ايميل
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ