صفحه نخست دربارۀ ما تماس با ما پیوندها RSS کل مطالب
چهارشنبه 9 فروردين 1396     Wednesday 29 March 2017
نوع مطلب 
روز       ماه       سال       
26 ارديبهشت 1388 16:02

وقتشه بیای


وقتشه بیای و بارون بگیره
زمینای خشک و بی‌حاصل‌مون
شبِ خوبی اومدیم؛ درو کنی
علفای هرزه رو از دل‌مون

قصه اینه که شب قدره و باز
اومدیم تا آبروداری کنی
همه دل‌خوشی‌مون اینه که تو
چشمه‌ای از دل‌مون جاری کنی

کافیه بشکنه ...

26 ارديبهشت 1388 16:02

مشق انتظار


یک دو سه نسله هیچ کسی
خبر نداره از چشات
از تو نگاه عابرا
پاک شده لحن خنده‌هات

تو، خط پایان شبی!
تو، نقطه‌ی شروع روز!
تو، حاضری! تو، غایبی!
تویی همیشه و هنوز!

این روزا فصل آخره
غیبت کبرای منه
آخ! اگه تو یه روز بیای!
آخ! اگه ...

26 ارديبهشت 1388 16:02

لاله‌های آخرالزمون


آی جماعت داره از مناره‌ها اذون می‌آد
بوی عطر لاله‌های آخرالزمون میاد
زیر نور آیه‌ها گنبدا آفتابی میشن
ابرا آتیش می‌گیرن، آسمونا آبی میشن
بوی بارون بوی خاک عطر شکوفه می‌رسه
یه سوار آشنا به شهر کوفه می‌رسه
یه نفر میاد که فانوس صدا رو برداره

26 ارديبهشت 1388 16:02

مجموعه شعر


طلوع ازلی
سحرا کبوتر دل میره تا دیدن خورشید
با اذون از تو می‌خونه سرِ گلدسته‌ی توحید
تو همون خورشیدِ عشقی که طلوعت ازلی شد
رو به هر آینه کردی تصویرش روی «علی» شد
پیشونیت مشرقِ صبحه خورشید فردا تو دستت
آسمون فرش قدمهات، نبض دریاها تو دستت
واسه ...

26 ارديبهشت 1388 16:02

طاها توئی


نور و طور و فجر و قدر و کوثر و طاها توئی
لنگر و طوفان و موج و ساحل و دریا توئی
نامش از اهل زمین و آسمان دل می‌برد
ای وجودت بر تن بی‌جان عالم جان بیا
ای امید بی‌کسان ای یار مظلومان بیا
از جگرها آه می‌جوشد که یا مهدی بیا
آفتابا طلعتت در پرده پنهان تا بکی؟...

26 ارديبهشت 1388 16:02

صبح آدینه


دل من یه موج خسته‌س
تو بیا قرار اون باش
غرق تنهایی و غصه‌س
تو بیا کنار اون باش

دل تو کعبه عشقه
دل من کفتر عاشق
بی‌تو من بی‌پر و بالم
ای تو بال و پر عاشق

دل من یه آسمونه
تو براش ماه بلندی
دل من چشمه‌ی نوره
اگه ...

26 ارديبهشت 1388 16:02

شور قیامت


آسمان را بنگر شور قیامت برپاست
بانگ جاءالحق و غوغای زوال باطل
صبح امید بشر از رخ او می‌تابد
الف معرفت آدم و یاء عیسی
عاقبت لشکر فرعون صفتهای زمان
ظلمت ظلم و ستم پاک شود از گیتی
تا که این کشتی طوفان‌زده سامان گیرد
چه شبی کز افقش نور هدایت برپاست
مولد ...

26 ارديبهشت 1388 15:02

یا ذا السماواتِ


یا ذا السماواتِ سلامٌ لَک ای صاحب آسمان‌ها بر تو سلام
یا من مسیحاً واقفاً یَرعاک ای که مسیح ایستاده و به تو خیره است
یا دربَ وصلٍ نورهُ یَنمو ای راه رسیدنی که نورش، رویش پیدا کرد
یا طائحاً فی عالم الاَملاک ای غوطه‌ور در عالم ملائک

قَد حانَ وَقتُ الیَقظِ وَالتَّمکین همانا ...

26 ارديبهشت 1388 15:02

آسمان


آسمان را بنگر شور قیامت برپاست
بانگ جاءالحق و غوغای زوال باطل
صبح امید بشر از رخ او می‌تابد
الف معرفت آدم و یاء عیسی
عاقبت لشکر فرعون صفتهای زمان
ظلمت ظلم و ستم پاک شود از گیتی
تا که این کشتی طوفان‌زده سامان گیرد
چه شبی کز افقش نور هدایت برپاست
مولد ...

26 ارديبهشت 1388 15:02

نور و طور


نور و طور و فجر و قدر و کوثر و طاها توئی
لنگر و طوفان و موج و ساحل و دریا توئی
نامش از اهل زمین و آسمان دل می‌برد
ای وجودت بر تن بی‌جان عالم جان بیا
ای امید بی‌کسان ای یار مظلومان بیا
از جگرها آه می‌جوشد که یا مهدی بیا
آفتابا طلعتت در پرده پنهان تا بکی؟...

26 ارديبهشت 1388 15:02

سرود وقت بیداری


از خواب خوش بیدار شو ای چشم وقت طلوع صبح نزدیک است
در انتظار رؤیت خورشید ماندیم اگرچه جاده تاریک است
اکنون زمان و وقت بیداری‌ست پایان گرفته این شب جانکاه
خورشید عالمتاب می‌آید منجی عالم می‌رسد از راه
خود را مهیا کن بر آن لحظه کز آسمان می‌آید آن موعود

26 ارديبهشت 1388 14:02

روز رهایی


مقصدِو نمی‌بینیم ما
بی‌نگاه روشن تو
باد کجاس تا که بیاره
عطری از پیراهن تو؟

مث مجنون، مث لیلا
سر زدیم واحه به واحه
نفسی باقی نمونده
پاهامون خسته‌ی راهه

سر خورشیدو بریدن
که غروب، دریای خونه
ماهو کشتن پشت ابرا
(همه جا عاشق ...


مدتیه دلم گرفتارته
بدجوری آشفته و بیمارته
مدتیه سخت پریشونتم
تو خواب و بیداری غزل‌خونتم
مدتیه دیوونه‌ی صداتم
مدّتیه دنبال رد پاتم
تموم کوچه‌ها رو سر می‌زنم
تموم خونه‌ها رو در می‌زنم
تا که ببینم از تو یک نشونه
عقده‌ی دیدنت ...

26 ارديبهشت 1388 14:02

دلبر


ای دلبر یکتا بیا، ای محرم دلها بیا
ای دردمندان را طبیب، ای آیت فَتحٌ قَریب
ای بی‌پناهان را پناه، افتادگان را تکیه‌گاه
دنیا ز طوفان ستم، پر شد ز امواج اِلَم
معشوق هر پیغمبری، بر فرق نرگس افسری
دور از نظرها تا بکی، سرگشته یارا تا بکی؟
تنها توئی مشکل گشا، ای رهبر ...

26 ارديبهشت 1388 14:02

دردِ دل (ترانه‌ی برگزیده)


گاهی با پنجره‌ها خیره می‌شم
به چشای مهربون آسمون
غروبا که صبر من تموم می‌شه
می‌بینم یه کاسه خونه آسمون

می‌دونی معنی چش به راهی رو؟
چی بگم غریبی خیلی مشکله
سر شب با آسمون حرف می‌زدم
چیزی که فراوونه، درد دله

: شبای تو شمسیَ‌...

26 ارديبهشت 1388 14:02

داره دیر می‌شه

داره دیر می‌شه

تکیه زدی به کعبه و تو دستت شمشیر عدل علی می‌درخشه آسمونی و توی دستای تو شمشیر تو مثل یه آذرخشه

26 ارديبهشت 1388 14:02

خواب شیرین


من و فصلِ بی‌پناهی
تو شبایِ بی‌قراری
از هجومِ عصر آهن
من و یک دلِ فراری

تویی واژه رسیدن
تویی مرزِ بی‌نهایت
تویی آرزوی این دل
ناجیِ شبایِ حسرت

منو تا سپیده بُردی
منو تا یه خوابِ شیرین
کاش می‌شد نگام کنی باز
آرزویِ ...

26 ارديبهشت 1388 14:02

چی بگم ...


آخ! چی بگم از این دل شکسته
از این غمی که تو دلم نشسته
غم نداری، نمی‌دونی غم چیه
نمی‌دونی دردی که دارم چیه!

خنده، ولی خنده‌های دروغی
گریه، ولی گریه‌ها پشت پرده‌ست
تو زندگی راهی واسم نمونده
هر جا که می‌رم، می‌خورم به بن‌بست


جمعه‌هایی که تو نیستی، تو دلم، انگاری آشوبِ روز محشره
یه جوری هوای غربت می‌گیرم، انگاری غروبِ روز محشره
همه چی رنگ بد خاکستری، همه چی رنگ شکستن می‌گیره
امیدای زنده‌ی تو دل من، با غروب، دوباره از نو می‌میره
کاش تو این آسمون بی‌انتها، دل من یه گوشه جا ...

26 ارديبهشت 1388 13:02

جمعه‌هایی خیلی دور


آقاجون، سهم ما این‌جا، جمعه‌هایی خیلی دوره
تو کنار ما نشستی، چه کنیم؛ چشم ما کوره
عمری‌یه نامه نوشتیم، هی جواب رد گرفتیم
گفتن این‌جا جای ما نیست، اما خُب از رو نرفتیم
آره، جرم‌مون زیاده، دلامون خیلی سیاهه
خیلی وقته آرزومون، حسرت یه نیم نگاهه
هر ...

123